erschliessen
توسعه دادن، بهرهبرداری کردن، روشن کردن (مفهوم)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را قابل دسترس کردن، توسعه دادن، کشف کردن (مثلاً منابع، بازار)
- Neue Märkte müssen erschlossen werden.بازارهای جدید باید توسعه یابند.
- Die Region wurde durch den Bau der Straße erschlossen.این منطقه با ساخت جاده قابل دسترس شد.
2
sich + Dativ
چیزی را درک کردن، فهمیدن، به خود فهماندن (معمولاً با sich + Dativ)
- Der Sinn des Textes erschloss sich mir erst nach mehrmaligem Lesen.معنای متن تنها پس از چندین بار خواندن برایم روشن شد.
- Sie erschloss sich die komplexe Materie durch intensives Studium.او با مطالعه فشرده، موضوع پیچیده را درک کرد.