erschließen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃliːsn̩/
Wortzerlegung: er·schlie·ßen
فعل

توسعه دادن، بهره‌برداری کردن، درک کردن/آشکار شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

منطقه، منبع، بازار یا ساختمانی را آماده استفاده، ساخت‌وساز یا دسترسی عمومی کردن

  • Die Stadt will neue Baugebiete für Familien erschließen.شهرداری می‌خواهد مناطق ساخت‌وساز جدیدی را برای خانواده‌ها آماده/توسعه دهد.
  • Das Unternehmen versucht, neue Märkte in Asien zu erschließen.این شرکت تلاش می‌کند بازارهای جدیدی را در آسیا فتح کند (توسعه دهد).
2 Akkusativ / sich + Dativ

مفهوم، متن یا معنای پیچیده‌ای را با تحلیل درک کردن یا برای کسی روشن شدن

  • Der Sinn des Gedichtes erschließt sich erst nach mehrmaligem Lesen.معنای شعر تازه پس از چند بار خواندن (برای خواننده) آشکار می‌شود.
  • Er hat sich den Inhalt des Buches selbst erschlossen.او خودش محتوای کتاب را درک و تحلیل کرد.