erschließen
توسعه دادن، بهرهبرداری کردن، درک کردن/آشکار شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
منطقه، منبع، بازار یا ساختمانی را آماده استفاده، ساختوساز یا دسترسی عمومی کردن
- Die Stadt will neue Baugebiete für Familien erschließen.شهرداری میخواهد مناطق ساختوساز جدیدی را برای خانوادهها آماده/توسعه دهد.
- Das Unternehmen versucht, neue Märkte in Asien zu erschließen.این شرکت تلاش میکند بازارهای جدیدی را در آسیا فتح کند (توسعه دهد).
2
Akkusativ / sich + Dativ
مفهوم، متن یا معنای پیچیدهای را با تحلیل درک کردن یا برای کسی روشن شدن
- Der Sinn des Gedichtes erschließt sich erst nach mehrmaligem Lesen.معنای شعر تازه پس از چند بار خواندن (برای خواننده) آشکار میشود.
- Er hat sich den Inhalt des Buches selbst erschlossen.او خودش محتوای کتاب را درک و تحلیل کرد.