erschmelzen
ذوب کردن, تولید کردن (فلزات)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas erschmelzen)
چیزی (مانند فلز) را ذوب کردن تا محصولی به دست آید
- Der Künstler erschmolz das Metall, um die Skulptur zu gießen.هنرمند فلز را ذوب کرد تا مجسمه را بریزد.
- In der Fabrik wird Erz zu reinem Eisen erschmolzen.در کارخانه، سنگ معدن ذوب شده و به آهن خالص تبدیل میشود.