erschmieren

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃmiːʁən/
Wortzerlegung: er·schmie·ren
فعل

با نوشتن به دست آوردن (درآمد)، با رشوه گرفتن

Beispiele

  • Der ''erschmiert'' sich seinen Lebensunterhalt bei so einem Provinzblatt.او با روزنامه استانی اینگونه امرار معاش می‌کند.
  • Gib es zu! Den Führerschein hast du dir irgendwo im Ausland ''erschmiert!قبول کن! گواهینامه رانندگی‌ات را جایی در خارج از کشور با رشوه گرفته‌ای!

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از طریق رشوه یا راه‌های نامشروع به دست آوردن

  • Er versuchte, sich den Posten zu erschmieren.او سعی کرد با رشوه پست را به دست آورد.
  • Man sagte, er habe sich die Genehmigung erschmiert.گفته می‌شد که او مجوز را با رشوه به دست آورده است.
2 Akkusativ

چیزی را با عجله و بد نوشتن یا خط‌خطی کردن

  • Sie erschmierte schnell eine Notiz auf ein Blatt Papier.او به سرعت یادداشتی را روی یک تکه کاغذ خط‌خطی کرد.
  • Der Journalist erschmierte einen kurzen Artikel über das Ereignis.روزنامه‌نگار مقاله‌ای کوتاه درباره این رویداد را با عجله نوشت.