erschreiben

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃraɪ̯bn̩/
Wortzerlegung: er·schrei·ben
فعل

با زحمت نویسندگی به دست آوردن، کسب درآمد از راه نوشتن

Bedeutungen

1 sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) erschreiben

ثروت، شهرت یا جایگاهی را با فعالیت مداوم و سخت نگارش و نویسندگی کسب کردن

  • Der Autor hat sich mit seinen Bestsellern ein kleines Vermögen erschrieben.نویسنده با کتاب‌های پرفروشش ثروت اندکی از راه نوشتن به دست آورد.
  • Sie hat sich ihren guten Ruf als Journalistin hart erschrieben.او شهرت خوبش به عنوان روزنامه‌نگار را با تلاش سخت در نویسندگی به دست آورده است.