erschwingen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃvɪŋən/
Worttrennung: er·schwin·gen
فعل

از عهده هزینه برآمدن، توان خریدن داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas erschwingen)

توانایی مالی برای خرید چیزی را داشتن؛ از عهده هزینه چیزی برآمدن.

  • Diese Luxusvilla können sich nur die wenigsten leisten.تعداد کمی می‌توانند از عهده هزینه این ویلای لوکس برآیند.
  • Er hofft, dass er sich das Studium im Ausland bald erschwingen kann.او امیدوار است که به زودی بتواند هزینه تحصیل در خارج از کشور را تأمین کند.