erschwimmen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃvɪmən/
Wortzerlegung: er·schwim·men
فعل

کسب کردن (با شنا)

Beispiele

  • Die Damen ''erschwommen'' sich vier Titel.زنان چهار عنوان را با شنا کسب کردند.
  • Michel ''erschwimmt'' in London Silber.میشل در لندن نقره کسب می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با شنا کردن به دست آوردن یا به آن رسیدن.

  • Er hat sich den Sieg im Wettkampf erschwommen.او پیروزی در مسابقه را با شنا کردن به دست آورد.
  • Sie konnte das Ufer nur mit großer Anstrengung erschwimmen.او توانست تنها با تلاش زیاد با شنا کردن به ساحل برسد.