erschwindeln

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃvɪndl̩n/
Wortzerlegung: er·schwin·deln
فعل

با فریب و دروغ به دست آوردن، کلاهبرداری کردن

Beispiele

  • Yang: Wer kann sich denn ein Flugticket ''erschwindeln?'' Tang: Er muß ja nicht so verrückt sein, vielleicht hat er sich Geld ''erschwindelt'' und ist dann aus Spaß geflogen.یانگ: کی می‌تونه با فریب بلیط هواپیما بگیره؟" "تانگ: لازم نیست اینقدر دیوانه باشه، شاید پول رو با فریب به دست آورده و بعد برای تفریح پرواز کرده.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با فریب یا کلاهبرداری به دست آوردن، با تقلب کسب کردن

  • Er hat sich das Geld durch Betrug erschwindelt.او پول را از طریق کلاهبرداری به دست آورده است.
  • Sie versuchte, eine gute Note zu erschwindeln.او سعی کرد یک نمره خوب را با تقلب به دست آورد.