ersegeln

Aussprache: /ɛɐ̯ˈzeːɡl̩n/
Wortzerlegung: er·se·geln
فعل

کسب کردن (با قایقرانی)

Beispiele

  • Die Yacht Soite ''ersegelte'' einen 2. Platz für Travemünde.قایق بادبانی سوئیته مقام دوم را برای تراومونده کسب کرد.
  • Der Engländer muss sich mit Silber begnügen, der Holländer ''ersegelt'' sich die Goldmedaille.انگلیسی باید به نقره بسنده کند، هلندی مدال طلا را کسب می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با قایق بادبانی به جایی رسیدن یا مسافتی را طی کردن.

  • Sie ersegelten die kleine Insel in drei Tagen.آنها در سه روز با قایق بادبانی به جزیره کوچک رسیدند.
  • Wir haben den ganzen See ersegelt.ما تمام دریاچه را با قایق بادبانی طی کردیم.