ersetzbar
قابل جایگزینی، قابل تعویض
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را با چیز دیگری جایگزین کرد؛ قابل تعویض یا جایگزینی.
- Viele Teile in diesem Gerät sind leicht ersetzbar.بسیاری از قطعات این دستگاه به راحتی قابل تعویض هستند.
- In der Massenproduktion sind Arbeitskräfte oft ersetzbar.در تولید انبوه، نیروی کار اغلب قابل جایگزینی است.
- Der alte Akku ist ersetzbar, aber die Reparatur ist teuer.باتری قدیمی قابل تعویض است، اما تعمیر آن گران است.