ersetzen
جایگزین کردن، تعویض کردن، جبران کردن (خسارت)
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akk) + durch + Akkusativ
چیزی/کسی را با چیزی/کسی دیگر تعویض یا جایگزین کردن
- Ich muss die alte Batterie durch eine neue ersetzen.من باید باتری قدیمی را با یک باتری جدید تعویض کنم.
- Niemand kann einen guten Freund ersetzen.هیچکس نمیتواند جای یک دوست خوب را بگیرد (جایگزین او شود).
2
jemandem (Dat) + etwas (Akk) ersetzen
خسارت، هزینه یا ضرر مالی را برای کسی جبران کردن/پرداخت کردن
- Die Versicherung hat mir den entstandenen Schaden vollständig ersetzt.بیمه خسارت واردشده را به طور کامل برای من جبران کرد.
- Der Arbeitgeber ersetzt den Mitarbeitern die Reisekosten.کارفرما هزینههای سفر را برای کارمندان جبران میکند.