ersinnlich
قابل تصور، ممکن، اندیشیدنی (مترادف erdenklich)
Beispiele
- Ich gebe mir alle nur ''ersinnliche'' Mühe, an Ottilie zu denken, wie früher.من تمام تلاش ممکن را میکنم تا به اوتیلی فکر کنم، همانطور که قبلاً بود.
قابل تصور، ممکن، اندیشیدنی (مترادف erdenklich)