ersitzen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈzɪt͡sn̩/
Wortzerlegung: er·sit·zen
فعل

به دست آوردن حق/مالکیت با تصرف طولانی (حقوقی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

از طریق مرور زمان و تصرف طولانی‌مدت بر طبق قانون مالکیت یا حقی را به دست آوردن (اصطلاح حقوقی)

  • Er hat das Grundstück durch langjährige Nutzung ersessen.او زمین را از طریق استفاده طولانی‌مدت به دست آورد.
  • Nach 30 Jahren kann man ein Wegerecht ersitzen.پس از ۳۰ سال می‌توان حق عبور را از طریق مرور زمان به دست آورد.
2 Akkusativ / sich (Dativ) + Akkusativ

با نشستن، صبر کردن و منفعل ماندن به چیزی رسیدن (مجازی، منفی)

  • Man kann sich keinen Erfolg ersitzen, man muss dafür arbeiten.نمی‌توان موفقیت را با نشستن به دست آورد، باید برای آن کار کرد.
  • Er versuchte, den Posten durch langes Warten zu ersitzen.او سعی کرد با انتظار طولانی، آن مقام را به دست آورد.