ersparen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃpaːʁən/
Wortzerlegung: er·spa·ren
فعل

صرفه‌جویی کردن (پول)، ذخیره کردن؛ از چیزی اجتناب کردن

Beispiele

  • Bei der Verwendung der mineralischen Brennstoffe ließe sich zweifellos auch manches ''ersparen.''“ (1898)با استفاده از سوخت‌های معدنی، بدون شک می‌توان از برخی هزینه‌ها صرفه‌جویی کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پول یا منابع دیگر را برای آینده نگه داشتن؛ پس‌انداز کردن.

  • Er hat sich genug Geld für ein neues Fahrrad erspart.او به اندازه کافی پول برای یک دوچرخه جدید پس‌انداز کرده است.
  • Wir müssen Energie ersparen, um die Umwelt zu schützen.ما باید در مصرف انرژی صرفه‌جویی کنیم تا از محیط زیست محافظت کنیم.
2 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

کسی را از یک زحمت، دردسر یا تجربه ناخوشایند معاف کردن.

  • Er wollte ihr die lange Wartezeit ersparen.او می‌خواست او را از زمان انتظار طولانی معاف کند.
  • Das erspart uns viel Ärger.این کار ما را از دردسر زیادی نجات می‌دهد.