erspielen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: er·spie·len
فعل

با بازی به دست آوردن، کسب کردن از طریق بازی

Beispiele

  • Er hat sich ein Bonus-Item ''erspielt.او یک آیتم جایزه را با بازی به دست آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(با بازی کردن، ورزش یا فعالیت هنری) به دست آوردن، کسب کردن (مثلاً امتیاز، جایزه، موقعیت، شهرت)

  • Die Mannschaft erspielte sich einen wichtigen Sieg.تیم یک پیروزی مهم را به دست آورد.
  • Er hat sich durch sein Talent einen Namen erspielt.او با استعدادش برای خود نامی دست و پا کرد.