erstehen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃteːən/
Worttrennung: er·ste·hen
فعل

خریدن، به دست آوردن، دوباره شکل گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (معمولاً کمیاب یا عتیقه) را در حراجی یا مغازه خریدن (با داشتن)

  • Er hat das alte Gemälde auf einer Auktion erstanden.او آن نقاشی قدیمی را در یک حراجی خریداری کرد.
  • Sie konnte das seltene Buch zu einem guten Preis erstehen.او توانست کتاب کمیاب را با قیمت خوبی تهیه کند.
2 (ohne Objekt)

دوباره ساخته شدن، پدید آمدن یا احیا شدن (با sein)

  • Die alte Stadt ist aus den Ruinen neu erstanden.شهر قدیمی از میان ویرانه‌ها دوباره شکل گرفت / احیا شد.
  • Aus der Diskussion ist ein neuer Plan erstanden.از دل این بحث، طرح جدیدی پدید آمد.