ersterben

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃtɛʁbn̩/
Worttrennung: erster·ben
فعل

خاموش شدن، فروکش کردن، از بین رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(ادبی) فروکش کردن، خاموش شدن صداها، احساسات یا امیدها.

  • Das Geräusch der Wellen erstirbt langsam.صدای امواج به آرامی فروکش می‌کند.
  • Ihre Hoffnung auf eine bessere Zukunft war fast erstorben.امید او به آینده‌ای بهتر تقریباً از بین رفته بود.