erstürmen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃtʏʁmən/
Wortzerlegung: er·stür·men
فعل

با حمله (طوفان) وارد شدن و مکانی را تصرف کردن؛ به سرعت و با موفقیت به مکانی رسیدن (مانند جدول چارت‌ها)

Beispiele

  • 1789 wurde die Bastille ''erstürmt.در سال ۱۷۸۹ باستیل مورد حمله قرار گرفت و تصرف شد.
  • Die US-Sängerin ''erstürmte'' mit ihrem Album die Charts.خواننده آمریکایی با آلبوم خود جدول چارت‌ها را درنوردید.
  • Das Duo ''erstürmte'' das Matterhorn in wenigen Stunden.این دو نفر در عرض چند ساعت به قله ماترهورن صعود کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مکانی را با زور تصرف کردن، هجوم بردن.

  • Die Soldaten erstürmten die Festung.سربازان به قلعه هجوم بردند.
  • Die Fans erstürmten nach dem Konzert die Bühne.هواداران پس از کنسرت به صحنه هجوم بردند.
2 Akkusativ

چیزی را به سرعت و با شور و شوق فتح کردن یا به دست آوردن (مجازی).

  • Die neue Band erstürmte die Charts.گروه جدید به صدر جدول‌ها رسید.
  • Er hat die Herzen der Zuschauer im Sturm erstürmt.او قلب تماشاگران را به سرعت تسخیر کرد.