erstarkend
تقویتشونده، در حال رشد، رو به فزونی
Beispiele
- Die ''erstarkende'' spanische Linkspartei [Podemos] konnte am Samstag 100.000 Anhänger mobilisieren.حزب چپ رو به رشد اسپانیا [پودموس] توانست روز شنبه ۱۰۰,۰۰۰ هوادار را بسیج کند.
تقویتشونده، در حال رشد، رو به فزونی