فعل
بازپرداخت کردن، گزارش دادن، تقدیم کردن (مثل شکایت یا گزارش)
معانی و تعاریف erstatten:
- بازپرداخت کردن، جبران کردن (هزینهها، خسارت)
- گزارش دادن، اعلام کردن (یک گزارش، شکایت، سوگند)
جملات نمونه برای erstatten:
Die Reisekosten wurden vom Arbeitgeber ''erstattet.''
هزینههای سفر توسط کارفرما بازپرداخت شد.
Der Nachbar hat bei der Polizei Anzeige wegen Körperverletzung ''erstattet.''
همسایه به جرم ضرب و جرح در پلیس شکایت ثبت کرد.
Der lokale Fernsehsender ''erstattete'' live einen Bericht über die Naturkatastrophe.
شبکه تلویزیونی محلی به صورت زنده گزارشی درباره فاجعه طبیعی ارائه کرد.