wiederauferstehen
رستاخیز کردن، دوباره احیا شدن، زنده شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پس از مرگ دوباره زنده شدن (معمولاً در مفهوم مذهبی) یا احیای یک سنت، رسم یا ایده قدیمی.
- Christen glauben, dass Jesus Christus von den Toten wiederauferstanden ist.مسیحیان معتقدند که عیسی مسیح از مردگان رستاخیز کرده است.
- Nach vielen Jahren des Vergessens ist diese Tradition wiederauferstanden.پس از سالها فراموشی، این سنت دوباره احیا شد.