ersterben

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃtɛʁbn̩/
Wortzerlegung: erster·ben
فعل

از بین رفتن

Beispiele

  • Sein wölfisches Lächeln ''erstarb''; der mächtigen Gestalt entrang sich ein Wehelaut.لبخند گرگ‌مانندش فروکش کرد؛ از قامت قدرتمندش ناله‌ای برخاست.
  • Ohne Phosphor ''erstürbe'' alles Leben auf der Erde.بدون فسفر، تمام حیات روی زمین از بین می‌رفت.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

مردن، از بین رفتن، خاموش شدن (معمولاً در مورد احساسات، صداها، یا به صورت ادبی برای انسان).

  • Das Echo erstarb in der Ferne.پژواک در دوردست خاموش شد.
  • Seine Hoffnung erstarb mit jedem Tag.امید او هر روز از بین می‌رفت.