erstickten
خفه شدند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
از شدت درد، ترس یا فشار روانی قادر به نفس کشیدن نبودن؛ به طور مجازی، از بین رفتن یا سرکوب شدن چیزی (مانند یک جنبش یا ایده).
- Vor lauter Angst erstickte er fast in seinen eigenen Worten.او از شدت ترس تقریباً در کلمات خود خفه شد.
- Die aufkeimende Opposition wurde im Keim erstickt, bevor sie eine Gefahr darstellen konnte.مخالفت نوظهور پیش از آنکه بتواند خطری ایجاد کند، در نطفه خفه شد.