erstinken
گندیدن، بسیار بدبو شدن؛ (مجازی) به شدت مشکوک بودن
Bedeutungen
1
intransitiv
بسیار بدبو شدن و گندیدن (اکثراً در عبارت erstunken und erlogen به معنی سرتاپا دروغ)
- Das ist alles erstunken und erlogen.همه اینها سرتاپا دروغ و ساختگی است.
- Die Fleischreste sind im Sommer schnell erstunken.باقیماندههای گوشت در تابستان به سرعت گندیدند.
2
zum Himmel / nach + Dativ erstinken
به شدت مشکوک یا غیرقابل باور بودن (بوی فساد یا کلاهبرداری دادن)
- Die ganze Geschichte erstinkt zum Himmel.تمام این ماجرا به شدت مشکوک است (بوی فساد میدهد).
- Das Angebot erstinkt nach Betrug.این پیشنهاد بوی کلاهبرداری میدهد.