erstinken

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃtɪŋkən/
Wortzerlegung: er·stin·ken
فعل

گندیدن، بسیار بدبو شدن؛ (مجازی) به شدت مشکوک بودن

Bedeutungen

1 intransitiv

بسیار بدبو شدن و گندیدن (اکثراً در عبارت erstunken und erlogen به معنی سرتاپا دروغ)

  • Das ist alles erstunken und erlogen.همه این‌ها سرتاپا دروغ و ساختگی است.
  • Die Fleischreste sind im Sommer schnell erstunken.باقیمانده‌های گوشت در تابستان به سرعت گندیدند.
2 zum Himmel / nach + Dativ erstinken

به شدت مشکوک یا غیرقابل باور بودن (بوی فساد یا کلاهبرداری دادن)

  • Die ganze Geschichte erstinkt zum Himmel.تمام این ماجرا به شدت مشکوک است (بوی فساد می‌دهد).
  • Das Angebot erstinkt nach Betrug.این پیشنهاد بوی کلاهبرداری می‌دهد.