erstmals
برای نخستین بار، برای اولین بار
Beispiele
- Erstmals'' 1961 gelangte ein Mensch in die Erdumlaufbahn.برای نخستین بار در سال ۱۹۶۱ یک انسان وارد مدار زمین شد.
- Jetzt liegen der Kommission ''erstmals'' konkrete Zahlen vor.اکنون ارقام مشخصی برای نخستین بار در اختیار کمیسیون قرار دارد.