erstreiten
با تلاش و مبارزه به دست آوردن، ستاندن
Beispiele
- Wir wollen Bewahrenswertes erhalten, lebensbedrohende Risiken abwenden und Mut machen, Fortschritt zu ''erstreiten.ما میخواهیم آنچه شایسته حفظ است را حفظ کنیم، خطرات تهدیدکننده زندگی را دفع کنیم و برای به دست آوردن پیشرفت شجاعت دهیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از طریق مبارزه، دعوای حقوقی یا تلاش زیاد به دست آوردن.
- Sie musste ihr Recht vor Gericht erstreiten.او مجبور شد حق خود را در دادگاه به دست آورد.
- Nach langen Verhandlungen konnten sie einen Kompromiss erstreiten.پس از مذاکرات طولانی، آنها توانستند به یک مصالحه دست یابند.