ertanzen
با رقصیدن به دست آوردن/کسب کردن
Beispiele
- Leider konnten wir nicht mit der ganzen Formation starten und ''ertanzten'' den 7. Rang.متأسفانه نتوانستیم با تمام ترکیب شروع کنیم و مقام هفتم را با رقصیدن به دست آوردیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با رقصیدن به دست آوردن یا برنده شدن.
- Sie hat den ersten Preis ertanzt.او جایزه اول را با رقصیدن به دست آورد.
- Er ertanzte sich einen Platz im Finale.او با رقصیدن جایگاهی در فینال به دست آورد.