ertanzen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈtant͡sn̩/
Wortzerlegung: er·tan·zen
فعل

با رقصیدن به دست آوردن/کسب کردن

Beispiele

  • Leider konnten wir nicht mit der ganzen Formation starten und ''ertanzten'' den 7. Rang.متأسفانه نتوانستیم با تمام ترکیب شروع کنیم و مقام هفتم را با رقصیدن به دست آوردیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با رقصیدن به دست آوردن یا برنده شدن.

  • Sie hat den ersten Preis ertanzt.او جایزه اول را با رقصیدن به دست آورد.
  • Er ertanzte sich einen Platz im Finale.او با رقصیدن جایگاهی در فینال به دست آورد.