ertanzten
رقصیدند
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از طریق رقصیدن، به ویژه در مسابقات یا نمایشها، به دست آوردن یا کسب کردن (شکل گذشته ساده).
- Die Tänzerin ertanzte sich den ersten Preis bei der internationalen Meisterschaft.رقصنده در مسابقات قهرمانی بینالمللی، جایزه اول را با رقصیدن به دست آورد.
- Mit ihrer Darbietung ertanzten sie sich die Anerkennung des Publikums.آنها با اجرای خود، تحسین تماشاگران را با رقصیدن کسب کردند.