erträglich
قابل تحمل، تابآور
Bedeutungen
1
قابل تحمل؛ به اندازهای که بتوان آن را تحمل کرد یا پذیرفت، هرچند ممکن است ناخوشایند باشد.
- Die Hitze war heute erträglich, nicht zu extrem.گرمای امروز قابل تحمل بود، خیلی شدید نبود.
- Sein Verhalten war manchmal schwierig, aber insgesamt erträglich.رفتار او گاهی دشوار بود، اما در کل قابل تحمل بود.
- Die Wartezeit war lang, aber noch erträglich.زمان انتظار طولانی بود، اما هنوز قابل تحمل بود.