ertrinken
غرق شدن (در مایع)، غرق شدن (مجازی)
Bedeutungen
1
in + Dativ / (ohne Präposition)
در آب یا مایعی غرق شدن و بر اثر خفگی جان باختن.
- Das Kind ist im Pool ertrunken.کودک در استخر غرق شد.
- Viele Menschen ertranken bei dem Schiffbruch.بسیاری از مردم در غرق شدن کشتی جان باختند.
2
in + Dativ (in etwas ertrinken)
در حجم زیادی از کار، مشکلات یا احساسات غرق و مستأصل شدن، فرو رفتن.
- Er ertrank in Schulden und fand keinen Ausweg.او در بدهی غرق شد و راه نجاتی پیدا نکرد.
- Sie ertrank in der Arbeit und hatte keine Zeit für sich.او در کار غرق شد و وقتی برای خودش نداشت.