ertrügen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈtryːɡn̩/
Worttrennung: er·trü·gen
فعل

با فریب به دست آوردن، دزدیدن (کمیاب، قدیمی)

Beispiele

  • Sam ''hat'' dieses kleine Schmuckstück von einem leichtgläubigen Menschen ''ertrogen.سام این جواهر کوچک را از یک فرد ساده‌لوح با فریب به دست آورد.
  • Dinge, die er sich nicht leisten konnte, ''ertrog'' Michi mit Vorliebe.میشی چیزهایی را که نمی‌توانست بخرد، با علاقه با فریب به دست می‌آورد.
  • Mit den Jahren ''hat'' der beredte Herr Schmidt sich ein kleines Vermögen ''ertrogen.با گذشت سال‌ها، آقای اشمیت سخنور ثروت کوچکی را با فریب به دست آورده بود.
  • Etwas, das ich haben möchte, ''ertrüge'' ich nicht, sondern spare darauf.چیزی را که می‌خواهم، با فریب به دست نمی‌آورم، بلکه برایش پس‌انداز می‌کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را فریب دادن، گول زدن (معمولاً با حیله‌گری یا دروغ). این فعل بسیار قدیمی و ادبی است و امروزه کمتر استفاده می‌شود و بیشتر با "betrügen" جایگزین شده است.

  • Er ertrog den König um sein Erbe.او پادشاه را در مورد میراثش فریب داد.
  • Lass dich nicht von falschen Versprechungen ertrügen.اجازه نده با وعده‌های دروغین فریب بخوری.