ertrotzen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈtrɔtsn̩/
Wortzerlegung: er·trot·zen
فعل

با سماجت به دست آوردن، با لجبازی گرفتن

Beispiele

  • Nach dem Abitur ''ertrotzte'' er sich gegen den Willen seiner Eltern das Studium an der Berliner Hochschule für Musik.او پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، برخلاف میل والدینش، با سماجت تحصیل در دانشکده موسیقی برلین را به دست آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با لجبازی، سماجت یا مقاومت از کسی به دست آوردن.

  • Er hat sich die Erlaubnis von seinen Eltern ertrotzt.او اجازه را با لجبازی از والدینش گرفت.
  • Sie konnte sich einen freien Tag ertrotzen, obwohl viel zu tun war.او توانست با سماجت یک روز مرخصی بگیرد، با وجود اینکه کار زیادی بود.