erwandern

Aussprache: /ɛɐ̯ˈvandɐn/
Wortzerlegung: er·wan·dern
فعل

با پیاده‌روی شناختن، با پیاده‌روی به دست آوردن

Beispiele

  • Die Insel wird von vielen am liebsten ''erwandert'' oder mit dem Fahrrad erkundet, selbstverständlich gibt es auch den öffentlichen Busverkehr.این جزیره را بسیاری ترجیح می‌دهند با پیاده‌روی یا دوچرخه کشف کنند، البته حمل و نقل عمومی با اتوبوس نیز وجود دارد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (مانند یک منطقه، منظره یا دانش) را با پیاده‌روی یا کوهنوردی کشف کردن یا به دست آوردن

  • Er hat sich die schönsten Aussichtspunkte erwandert.او زیباترین نقاط دیدنی را با پیاده‌روی کشف کرده است.
  • Man kann die Region gut zu Fuß erwandern.می‌توان منطقه را به خوبی با پیاده‌روی گشت و گذار کرد.