erwartbar
قابل انتظار، پیشبینیپذیر
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را پیشبینی کرد یا انتظار داشت که اتفاق بیفتد.
- Bei diesem Wetter ist eine Verspätung des Zuges erwartbar.با این آب و هوا، تاخیر قطار قابل انتظار است.
- Sein Erfolg war nach all der harten Arbeit durchaus erwartbar.موفقیت او پس از آن همه کار سخت کاملاً قابل پیشبینی بود.
- Die Reaktion der Öffentlichkeit war angesichts der Umstände erwartbar.واکنش عمومی با توجه به شرایط، قابل انتظار بود.