erwarten
انتظار داشتن، توقع داشتن، چشمبهراه بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
منتظر ورود شخص یا رویدادی مقرر بودن؛ چشمبهراه بودن
- Wir erwarten heute Abend wichtige Gäste zum Essen.ما امشب برای شام منتظر مهمانان مهمی هستیم.
- Sie erwartet im Mai ihr zweites Kind.او در ماه مه منتظر دومین فرزندش است (باردار است).
2
Akkusativ / von + Dativ
توقع داشتن از کسی یا پیشبینی وقوع چیزی
- Ich erwarte von meinen Mitarbeitern pünktliches Erscheinen.من از کارمندانم حضور به موقع توقع دارم.
- Man erwartet eine deutliche Steigerung der Preise.انتظار افزایش چشمگیر قیمتها میرود.