erwartet
مورد انتظار، پیشبینی شده، مطلوب
Beispiele
- Der mit Spannung ''erwartete'' Abriss des Anlaufturms der Inselbergschanze in Brotterode im Thüringer Wald ist gescheitert.تخریب برج پرش اسکی اینزلبرگشانتسه در بروتهروده در جنگل تورینگن که با هیجان زیادی مورد انتظار بود، با شکست مواجه شد.