erwartungsfroh

Aussprache: /ɛɐ̯ˈvaʁtʊŋsˌfʁoː/
Worttrennung: er·war·tungs·froh
صفت

سرشار از امید، با انتظار شادمانه

Bedeutungen

1

با امیدواری زیاد منتظر چیزی بودن؛ سرشار از خوش‌بینی و انتظار مثبت.

  • Sie blickte erwartungsfroh in die Zukunft.او با امیدواری به آینده می‌نگریست.
  • Die Kinder waren erwartungsfroh wegen der bevorstehenden Feier.بچه‌ها به خاطر جشن پیش رو سرشار از انتظار شادمانه بودند.
  • Er wartete erwartungsfroh auf die Ergebnisse der Prüfung.او با امیدواری منتظر نتایج آزمون بود.