erweben Aussprache:/ɛɐ̯ˈveːbn̩/Wortzerlegung:er·we·ben فعل با بافتن پارچه درست کردن معانی و تعاریف erweben:چیزی را از طریق بافتن (به معنای واقعی یا مجازی) خلق کردن یا به دست آوردن (بسیار نادر/ادبی) جملات نمونه برای erweben:Sie erwebte sich einen Ruf als geschickte Weberin.او با مهارت خود در بافندگی، شهرتی کسب کرد.In langen Nächten erwebte sie ein prächtiges Tuch.در شبهای طولانی، او پارچهای باشکوه بافت.