auferwecken
زنده کردن، احیا کردن، برانگیختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden + auferwecken)
کسی را از مرگ بازگرداندن، زنده کردن (معمولاً در متون مذهبی یا اساطیری).
- Die Geschichte erzählt, wie Lazarus von Jesus auferweckt wurde.این داستان میگوید که چگونه لازاروس توسط عیسی زنده شد.
- Man glaubt, dass der Messias die Toten auferwecken wird.باور بر این است که مسیح مردگان را زنده خواهد کرد.
2
Akkusativ (etwas + auferwecken)
احساسات، خاطرات یا امیدها را دوباره بیدار کردن یا زنده کردن.
- Die Musik weckte alte Erinnerungen in ihr auf.موسیقی خاطرات قدیمی را در او زنده کرد.
- Seine Rede erweckte neue Hoffnung im Volk.سخنرانی او امید تازهای در مردم برانگیخت.