erwehren

Aussprache: /ɛɐ̯ˈveːrən/
Wortzerlegung: er·weh·ren
فعل

مقابله کردن، دفع کردن، جلویش را گرفتن

Beispiele

  • Junge Mägde, die sich seiner Zudringlichkeiten nicht ''erwehren'' konnten, gab es genug.دختران جوان زیادی بودند که نمی‌توانستند در برابر نزدیکی‌های او مقاومت کنند.

Bedeutungen

1 sich + Genitiv

از خود در برابر چیزی (معمولاً خطر، حمله یا تأثیر منفی) دفاع کردن یا مقاومت کردن.

  • Er konnte sich der Angriffe kaum erwehren.او به سختی می‌توانست در برابر حملات از خود دفاع کند.
  • Manchmal ist es schwer, sich der Versuchung zu erwehren.گاهی اوقات مقاومت در برابر وسوسه دشوار است.