فعل
گسترش دادن، وسیع کردن، توسعه دادن
معانی و تعاریف erweitern:
- چیزی را بزرگتر، وسیعتر یا گستردهتر کردن.
- خود را گسترش دادن، وسیعتر شدن.
جملات نمونه برای erweitern:
Die Firma plant, ihre Produktion zu erweitern.
شرکت قصد دارد تولید خود را گسترش دهد.
Wir müssen unseren Horizont erweitern.
ما باید افق دید خود را گسترش دهیم.
Das Wissen des Menschen erweitert sich ständig.
دانش انسان دائماً در حال گسترش است.