erwerbsunfähig
ناتوان از کار، از کار افتاده
Bedeutungen
1
کسی که به دلیل بیماری یا ناتوانی جسمی یا ذهنی، قادر به انجام هیچگونه کار یا فعالیت شغلی نیست.
- Nach dem Unfall war er dauerhaft erwerbsunfähig.پس از تصادف، او به طور دائم از کار افتاده بود.
- Die Versicherung zahlt eine Rente für Erwerbsunfähige.بیمه به از کار افتادگان مستمری پرداخت میکند.
- Ein ärztliches Gutachten bescheinigte seine Erwerbsunfähigkeit.یک گواهی پزشکی ناتوانی او از کار را تأیید کرد.