erwerbsunfähig

Aussprache: /ɛɐ̯ˈvɛʁpsˌʊnfɛːɪç/
Worttrennung: er·werbs·un·fä·hig
صفت

ناتوان از کار، از کار افتاده

Bedeutungen

1

کسی که به دلیل بیماری یا ناتوانی جسمی یا ذهنی، قادر به انجام هیچ‌گونه کار یا فعالیت شغلی نیست.

  • Nach dem Unfall war er dauerhaft erwerbsunfähig.پس از تصادف، او به طور دائم از کار افتاده بود.
  • Die Versicherung zahlt eine Rente für Erwerbsunfähige.بیمه به از کار افتادگان مستمری پرداخت می‌کند.
  • Ein ärztliches Gutachten bescheinigte seine Erwerbsunfähigkeit.یک گواهی پزشکی ناتوانی او از کار را تأیید کرد.