nacherzählen
بازگو کردن, نقل کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) nacherzählen
داستان، متن یا فیلمی را که قبلاً خوانده، دیده یا شنیده شده با عبارتها و کلمات خود دوباره تعریف کردن.
- Kannst du mir die Geschichte nacherzählen?میتوانی داستان را برایم بازگو کنی؟
- Der Student musste den gelesenen Text mit eigenen Worten nacherzählen.دانشجو مجبور بود متن خوانده شده را با کلمات خودش بازگو کند.