vorerzählen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ʔɛɐ̯ˌtsɛːlən/
Worttrennung: vor·er·zäh·len
فعل

پیشاپیش تعریف کردن، داستان‌سرایی کردن، (مجازی) دروغ تحویل کسی دادن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) vorerzählen

ماجرا یا داستان/پایان فیلمی را زودتر و پیشاپیش برای کسی تعریف کردن (لو دادن)

  • Bitte erzähl mir nicht das Ende des Films vor!لطفاً پایان فیلم را برایم از قبل تعریف نکن!
  • Er hat mir die ganze Geschichte schon vorher erzählt.او قبلاً تمام داستان را برایم تعریف کرده بود.
2 jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) vorerzählen

قصه‌بافی کردن، داستان‌های ساختگی یا دروغ به خورد کسی دادن (اغلب به صورت امری منفی)

  • Erzähl mir keinen Quatsch vor!چرندیات تحویل من نده!
  • Sie hat ihm eine lange Geschichte vorgelogen.او داستان درازی را به خوردش داد.