erzählen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈt͡sɛːlən/
Worttrennung: er·zäh·len
فعل

تعریف کردن، داستان گفتن، روایت کردن، نقل شدن

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) / von + Dativ / über + Akkusativ

داستان، تجربه، خاطره یا خبری را برای کسی تعریف کردن یا روایت نمودن.

  • Er erzählte uns eine spannende Geschichte.او یک داستان هیجان‌انگیز برای ما تعریف کرد.
  • Sie erzählte von ihren Erlebnissen in Afrika.او از تجربیاتش در آفریقا تعریف کرد.
2 sich (Akkusativ) erzählen

شایع شدن، دهان به دهان گشتن یا نقل شدن خبر/افسانه (کاربرد انعکاسی).

  • Diese Geschichte erzählt sich wie ein Lauffeuer.این داستان مثل آتش در حال گسترش است. (به سرعت نقل می‌شود)
  • Man erzählt sich, dass er im Lotto gewonnen hat.شایعه شده است که او در لاتاری برنده شده است.