vorerzählen
پیشاپیش تعریف کردن، داستانسرایی کردن، (مجازی) دروغ تحویل کسی دادن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) vorerzählen
ماجرا یا داستان/پایان فیلمی را زودتر و پیشاپیش برای کسی تعریف کردن (لو دادن)
- Bitte erzähl mir nicht das Ende des Films vor!لطفاً پایان فیلم را برایم از قبل تعریف نکن!
- Er hat mir die ganze Geschichte schon vorher erzählt.او قبلاً تمام داستان را برایم تعریف کرده بود.
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) vorerzählen
قصهبافی کردن، داستانهای ساختگی یا دروغ به خورد کسی دادن (اغلب به صورت امری منفی)
- Erzähl mir keinen Quatsch vor!چرندیات تحویل من نده!
- Sie hat ihm eine lange Geschichte vorgelogen.او داستان درازی را به خوردش داد.