erzählen
تعریف کردن، داستان گفتن، روایت کردن، نقل شدن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ) / von + Dativ / über + Akkusativ
داستان، تجربه، خاطره یا خبری را برای کسی تعریف کردن یا روایت نمودن.
- Er erzählte uns eine spannende Geschichte.او یک داستان هیجانانگیز برای ما تعریف کرد.
- Sie erzählte von ihren Erlebnissen in Afrika.او از تجربیاتش در آفریقا تعریف کرد.
2
sich (Akkusativ) erzählen
شایع شدن، دهان به دهان گشتن یا نقل شدن خبر/افسانه (کاربرد انعکاسی).
- Diese Geschichte erzählt sich wie ein Lauffeuer.این داستان مثل آتش در حال گسترش است. (به سرعت نقل میشود)
- Man erzählt sich, dass er im Lotto gewonnen hat.شایعه شده است که او در لاتاری برنده شده است.