صفت
از جنس مفرغ/فلز، برنزی، فلزی (مجازی: محکم، واضح)
معانی و تعاریف erzen:
- سنگ معدن را از زمین استخراج کردن.
جملات نمونه برای erzen:
Im Kirchturm hängt nun eine ''erzene'' Glocke.
اکنون یک زنگ 'مفرغی' در برج کلیسا آویزان است.
Der ''erzene'' Klang seiner Stimme verzückte die Massen.
صدای 'محکم' و فلزی او مردم را به وجد آورد.
In dieser Region wurde früher viel Gold geerzt.
در این منطقه قبلاً طلای زیادی استخراج میشد.