erzeugen
تولید کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن
Beispiele
- Die Maschine wurde von einer marktbeherrschenden Firma ''erzeugt.این دستگاه توسط یک شرکت انحصارگر تولید شده است.
- [Wärmepumpen:] „Bezahlbar und klimafreundlich ist die Sache nur, wenn die Heizung effizient läuft, also mit möglichst wenig Strom möglichst viel Wärme ''erzeugt.[پمپهای حرارتی:] «این کار تنها در صورتی مقرونبهصرفه و سازگار با محیط زیست است که سیستم گرمایشی به طور کارآمد کار کند، یعنی با کمترین برق ممکن، بیشترین گرما را تولید کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را ساختن یا تولید کردن (مثلاً انرژی، محصولات).
- Diese Fabrik erzeugt Strom aus erneuerbaren Energien.این کارخانه برق را از انرژیهای تجدیدپذیر تولید میکند.
- Das Unternehmen erzeugt hochwertige Produkte für den Export.این شرکت محصولات باکیفیت برای صادرات تولید میکند.
2
Akkusativ
باعث به وجود آمدن چیزی (مانند احساسات، اثرات) شدن.
- Seine Rede erzeugte große Begeisterung beim Publikum.سخنرانی او شور و شوق زیادی در بین تماشاگران ایجاد کرد.
- Der Film erzeugte eine gruselige Atmosphäre.فیلم یک فضای ترسناک ایجاد کرد.