erzeugen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈt͡sɔɪ̯ɡn̩/
Wortzerlegung: er·zeu·gen
فعل

تولید کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن

Beispiele

  • Die Maschine wurde von einer marktbeherrschenden Firma ''erzeugt.این دستگاه توسط یک شرکت انحصارگر تولید شده است.
  • [Wärmepumpen:] „Bezahlbar und klimafreundlich ist die Sache nur, wenn die Heizung effizient läuft, also mit möglichst wenig Strom möglichst viel Wärme ''erzeugt.[پمپ‌های حرارتی:] «این کار تنها در صورتی مقرون‌به‌صرفه و سازگار با محیط زیست است که سیستم گرمایشی به طور کارآمد کار کند، یعنی با کمترین برق ممکن، بیشترین گرما را تولید کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را ساختن یا تولید کردن (مثلاً انرژی، محصولات).

  • Diese Fabrik erzeugt Strom aus erneuerbaren Energien.این کارخانه برق را از انرژی‌های تجدیدپذیر تولید می‌کند.
  • Das Unternehmen erzeugt hochwertige Produkte für den Export.این شرکت محصولات باکیفیت برای صادرات تولید می‌کند.
2 Akkusativ

باعث به وجود آمدن چیزی (مانند احساسات، اثرات) شدن.

  • Seine Rede erzeugte große Begeisterung beim Publikum.سخنرانی او شور و شوق زیادی در بین تماشاگران ایجاد کرد.
  • Der Film erzeugte eine gruselige Atmosphäre.فیلم یک فضای ترسناک ایجاد کرد.