erziehen
تربیت کردن، پرورش دادن، آموزش دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ zu + Dativ)
کودک یا شخصی را تربیت کردن، اخلاق و رفتار آموزش دادن.
- Sie erzieht ihre Kinder mit viel Liebe.او فرزندانش را با عشق فراوان تربیت میکند.
- Man muss Kinder zur Selbstständigkeit erziehen.باید کودکان را به سمت استقلال تربیت کرد.
2
Akkusativ
آموزش دادن و رام کردن (حیوان) یا پرورش دادن ساختار یافته (گیاه/درخت).
- Man kann einen Hund gut erziehen.میتوان یک سگ را به خوبی آموزش داد.
- Diese Pflanzen müssen hoch erzogen werden.این گیاهان باید بلند پرورش داده شوند.